|
شراگیم
|
||
|
که این روزها فیلتر شده (www.sharagim.net) این وبلاگ در اصل آینه ایست برای وبلاگ اصلی ام |
ترک من خراب، شبگرد مبتـــــــــــــــلا کن
ماییم و موج سودا، شب تابه روز تنــــــــــها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفــــا کن
ازمن گریز تا تو، هم در بلا نیفتــــــــــــــی
بگزین ره سلامت، ترک ره بـــــــــلا کن
ماییم و آب دیده، درکنج غــــــــــــم خزیده
برآب دیده ما، صدجای آســــــــــــــــیا کن
خیره کشی است مارا، دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید:"تدبیر خونبــــها کن"
برشاه خوبرویان، واجب وفا نبـــــــــــــاشد
ای زرد روی عاشق، توصبر کن وفـــــــاکن
دردیست غیر مردن، آن را دوا نبـــــــــاشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن؟
...
خب...احتمالا منظورشون اینه که : " شجره الطیبه بالخوداٌ الحسنات اسفار روان برقرار دار القرار تا که آدم به کار عدن در آید و زان محافظت نماید."
منم دقیقا احساس شما رو داشتم...احساس خنگی میکردم و در مقابل این ژرف اندیشی "آقا" کاملا خود را مستاصل احساس میکردم...به هر حال چیزهایی که یک پرفسور مینویسد را احتمالا فقط یک پرفسور دیگر مثل خودش میتواند بفهمد...!تصمیم گرفتم به سایت ایشان سری بزنم...سایت اصلی ایشان از قسمتهای مختلفی تشکیل شده بود و به اصطلاح ابواب متعددی داشت...وارد قسمتی شدم با نام " آقا فرموده ها " و در این بخش به مقاله ی بسیار زیبایی در مورد آزادی برخورد کردم...این مقاله در تضادی عجیب با سایر نوشته های استاد آنقدر ساده نوشته شده بود که بیشتر شبیه انشاهای یک بچه دبستانی بود و این نشان میداد استاد اگر بخواهد از سیستم لغز گویانه و اسرار آمیز خود نزول کند احتمالا خیلی نزول خواهد کرد...! بعد از مستفیض شدن از این مقاله زیبا و کودکانه تصمیم گرفتم به سایر بخشها هم سری بزنم و خوشبختانه آقا در سایر قسمتها مجددا به زبان اصلی خود بازگشته بود...در نوشته ای تحت عنوان "یوم الطول" میخوانیم :
" آدم کتاب آفرینش قلب العقل عقل القلب آفریدگار پروردگار دادگر دادگستر دادفرماست. آدمیان و هر آدم زاویه خود را با خدا دارد الممتحنه الاختیار خودآ الحسنات.مسئولیه الشخصیه. روز الشهاده السماء یوم الطول وعده خدا. "
خب امیدوارم در مورد یوم الطول همه چیز رو متوجه شده باشین...اگه هم نفهمیدین احتمالا طول قضیه یه مقدار بیشتر از عمق شما بوده...یه کم با آقا اخت بگیرین کم کم عادت میکنین...!
اما قضیه به همینجا ختم نمیشه...جناب پرفسور یک سایت دیگه هم به طور مجزا برای نظرخواهی گذاشتند تا مردم نظراتشون رو در مورد سازمان "عَلَم خق و عدالت" و بنیانگذار اون به طور آزادانه بگن...سوالها به صورت چند جوابی مطرح شده و شما میتونید از بین گزینه های موجود یکی رو انتخاب کنید...به طور مثال چند نمونه از بند های نظر خواهی و گزینه های موجود را عینا می آورم :
سوال ۱ـ از چه طريقى با يگانه نجات دهنده آقا پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى راهبر، بنيانگذار سازمان عَلَمِ حق و عدالت آشنا شدهايد؟
(این شکسته نفسی شون من رو کشته!)
گزینه 1 : ايشان آنقدر با عظمتند كه هيچكس نميتواند بگويد «من با ايشان آشنا هستم». حتى قطرهاى از اقيانوس بيكرانِ دانايىها و توانايىهاى ايشان را كسى نميداند. به والله كه با اعتقاد تمام، اين را مىگويم.
گزینه 2 :بله بنده با نام ایشان از قبل از انقلاب آشنا بودم. در آن زمان هم ایشان اندیشه و راهکارشان برای نجات مردم از ظلم پادشاهى پهلوى و شناساندن حيلهها و جنايات آنها براى ارتشيان و دانشجويان و ورزشكاران بود.
گزینه 3 : از طریق فعالیت در ورزش جسمى و روحى کونگفو توآ با نام مبارک آقا پروفسور ابراهیم میرزایی آشنا شدم و در حد اندك درك ناچيز خودم، از قدرت بيحد و توانمندى و اندیشۀ بسیار عظيم انسانى ايشان آگاهى دارم.
گزینه 4 : ايشان سالهاى بسيارى است كه در هر زمينهاى راهنماى انسانها بوده و هستند. در مبارزهى علنى و مخفى با دو رژيم پهلوى جنايتكار و آخوندهاى شيطان، در ورزش كه سرآمد و بنيانگذار و قهرمان جهان بودند، در پزشكى درمان كنندهى بيمارانِ نادرمان بودند، در علم و دانش در ايران و جهان بالاترين مقام را داشتند که زبانزد دانشمندان بسيارى ميباشند و ...
گزینه 5 : توسط اعلاميهها و اطلاعيههائى كه در تمام شهرها و حتى در مسير مردم در بالاى كوهها، در ارتباط با راهبر و اهداف بلند پايهشان پخش مىشود با نام و نظرات انسانى ايشان آشنا شدم.
گزینه 6 : از اينترنت براى من اعلاميههاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت ارسال مىشود كه با نام و مكتوبات پر قدر و بىمانند ايشان آشنا شدم.
گزینه 7 : افراد سالخوردهاى را مىشناسم كه در ارتش زمان پهلوى چند سال زير نظر آقا پروفسور ميرزايى بودند و از آن موقع تا بحال هميشه از ايشان و بزرگىهايشان و مخصوصاً كارهاى غير ممكنى كه ايشان انجام ميدادند صحبت مىكنند و هميشه مىگويند: «فكر نكنم كارى تو دنيا باشد كه از دست ايشان بر نياد. بيرون انداختن ملاها كه چيزى به حساب نمياد. ايشان با قدرت و پشتكارى كه دارند اگر بخواهند مىتوانند تمام سران ستمگر دنيا را هم به زير بكشند».
و الی آخر...
البته اگر فکر میکنید همه ی پاسخ های موجود یک جورهایی هندوانه تپاندن است زیر بغل آقا کاملا درست فکر کرده اید...به هر حال کسی که از همه ی اسرار عالم اگاه است و بیماریهای غیر قابل علاج را درمان میکند و رازهای مجهول عالم را در هر زمینه ای به سر انگشت خرد و دانش بیکرانش در طرفه العینی حل میکند چنین نظر سنجی ای هم باید داشته باشد!
علی ایحال ما که بخیل نیستیم...می ایستیم گوشه ای و نظاره گر این هستیم که آقا چطور با عَلَم حق و عدالتش به جنگ زعمای قوم می رود...قدیمها در سینما سری فیلمهایی پخش میشد که در آن حیوانات عظیم الجثه ی ماقبل تاریخی به جنگ یکدیگر میرفتند...فیلمهایی مثل گودزیلا علیه گیدورا...کرامر علیه کرامر...گودزیلا علیه ماترا و مانند ان...به هر حال این هم احتمالا چیزی در ادامه همان فیلمهاست...موجودی از اعماق تاریخ برخواسته و با توسل به قدرتهای جادویی و غیبی و نیروهای عجیب و غریب خود قرار است طومار حاکمان ستمگر را در هم بپیچد و عدل و عدالت را در جامعه برقرار کند...شخصا ترجیح میدهم که در این نبرد گودزیلا (یا همان حکام فعلی!) پیروز میدان باشد والا اگر این جناب پرفسور با این مشخصات بتواند پیروانی پیدا کند و به قدرت برسد احتمالا نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان!
|
|