|
شراگیم
|
||
|
که این روزها فیلتر شده (www.sharagim.net) این وبلاگ در اصل آینه ایست برای وبلاگ اصلی ام |
نوشته ی زیر پیشنویس منشور طرح اعتراض است...به علت گرفتاری و بد قولی دوستانی که قول مساعد برای همکاری و همفکری در نوشتن این پیش نویس را داده بودند به تنهایی آن را تهیه کرده ام و حتما متن پیشنویس خالی از اشکال نیست...این پیشنویس چه از نظر نگارشی و چه از نظر محتوا میتواند تغییرات زیادی داشته باشد...این نوشته را به قصد تصحیح و تکمیل آن بخوانید و نظرات خود را در مورد آن بنویسید...به کمک همه دوستان و کسانی که تجربه و شناخت و سابقه بیشتری در مبارزات و اعتراضات اینچنینی داشته اند نیاز داریم...اگر در وبلاگستان و یا محیط حقیقی کسانی را می شناسید که نظراتشان میتواند در مورد این طرح و این منشور راهگشا باشد این طرح و این نوشته را به آنها معرفی کنید..در حال حاضر اولین قدم و شاید مهمترین قدم این است که افراد آگاه و مطلع در مورد این پیشنویس همفکری و همراهی کنند...پس اگر میخواهید برای پیشبرد این طرح کاری انجام دهید در انعکاس دادن آن کوتاهی نکنید...خیلی مهم است که این منشور همانقدر که شفاف و صریح است کامل و بی نقص و تاثیر گذار نیز باشد...عنوانی را که برای منشور اعتراض انتخاب کرده ام در اصل ایده ی دوست خوبی بود که با عنوان «آزادی برای مردم» در بحثهای مربوط به طرح اعتراض شرکت فعال داشت:
«منشور آزادیخواهی مردم ایران»
از آنجا که بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر که به تصویب تمامی کشورهای عضو سازمان ملل رسیده است، هیچ حکومت و یا دولتی نمیتواند و نباید در قلمرو حاکمیت خود قوانین و مقرراتی را به تصویب برساند و یا به اجرا بگذارد که با اصول سی گانه اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز میثاق نامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعارض و تقابل داشته باشد و نظر به اینکه بر طبق اصل بیست و هشتم از اعلامیه جهانی حقوق بشر هرکسی حق دارد خواستار برقراری نظمی مدنی و بین المللی باشد که تحقق کلیه حقوق و آزادیهای مقرر در اعلامیه جهانی حقوق بشر به طور کامل در آن میسر شود؛ بنابراین ما جمعی از شهروندان ایران که قوانین، برخوردها و رفتارهای نظام حاکم را مغایر با منشور جهانی حقوق بشر و توهین و تعرض به شان، کرامت، شعور و حیثیت انسانی خود میدانیم، ضمن اعتراض به قوانین و برخوردهای موجود، خواهان به رسمیت شناخته شدن تمامی حقوق انسانی خود به طور کامل (مطابق اعلامبه جهانی حقوق بشر) به عنوان یک انسان آزاد و صاحب کرامت و اندیشه هستیم.
ما اعتقاد داریم که هیچ نوع حکومت و یا نهاد و یا فردی مطلقا و تحت هیچ عنوانی حق ندارد با دستاویز قرار دادن پاره ای مسائل مانند مذهب و سنن و یا باورها و اعتقادات، حقوق جهانشمول انسانهای تحت حاکمیت خود را تضییع و یا محدود نماید.
ما معتقدیم انسانها همگی آزاد و برابر هستند و قومیت، نژاد، جنسیت، عقیده و مذهب آنها نباید باعث محروم شدن آنها از حقوقی شود که مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر باید از آن برخوردار باشند.
ما به عنوان شهروندان جامعه ایران معتقدیم هرگونه فعالیت و مشارکت سیاسی در سیستم حکومتی فعلی ایران و در چهارچوب قوانین موجود قادر به بازگرداندن حقوق تضییع شده ی ما به عنوان یک انسان آزاد نخواهد بود و تنها راهی که ممکن است ما را به حقوقی شایسته مقام انسانی برساند برگزاری همه پرسی برای تدوین و جایگزینی قوانینی مترقی و منطبق بر معیارها و ارزش های انسان مدرن و متمدن امروزیست.
از آنجا که هر حکومتی مشروعیت خود را از مردم می گیرد و نظر به اینکه نسل جوان و میانسال امروز ایران در همه پرسی جمهوری اسلامی در سال 1358 نقشی نداشته است،ما انتظار داریم که شرایط برگزاری یک رفراندوم آزاد و سالم برای همه مردم ایران فراهم شود تا مشخص شود که بعد از 28 سال تجربه ی امتزاج دین با سیاست آیا ملت ایران هنوز خواستار حکومتی دینی و اسلامی ست یا حکومتی سکولار و انسانی را انتخاب خواهد کرد.
از آنجا که امکان شرکت هیچ گروه و یا فرد و یا طیف فکری مخالف جریان حاکم در هیچکدام از دوره های برگزاری انتخابات وجود نداشته و ندارد و از آنجا که در دوره هشت ساله حاکمیت اصلاح طلبان نیز حقوق انسانی ما مطابق منشور جهانی حقوق بشر تامین و تضمین نگردید، و نیز با در نظر گرفتن اینکه جنبش اصلاحات حتی در مقام شعار هم فراتر از قوانین موجود نمی رود و داعیه تغییر دادن این قوانین را نیز ندارد ؛ ما معتقدیم دوران دل بستن به اصلاحات به عنوان راهی برای تحقق حقوق انسانیمان به سر رسیده است.
ما معتقدیم که موارد زیر از مصادیق نقض آشکار حقوق بشر در ایران و توهین به حیثیت و شعور انسانی افراد می باشد و باید با وضع قوانین جدید و مترقی جلوی آن بدون قید و شرط و فورا گرفته شود:
1- سانسور و قیم مآبی چه در حوزه نشر و رسانه و اینترنت و چه در سایر حوزه های فرهنگی،هنری، عقیدتی و یا اطلاع رسانی.
2- نبودن آزادی بیان و تحت تعقیب قرار دادن و زندانی کردن افراد به جرم نشر افکار سیاسی و یا عقیدتی غیر همسو با منافع و سلائق نظام حاکم.
3- دخالت و تفتیش در حریم خصوصی زندگی افراد و برخوردهای پلیسی با شهروندان(چه تحت عنوان مبارزه با منکرات و مفاسد و چه در قالب طرح هایی مانند جمع آوری ماهواره ها و مانند آن)
4- اجباری بودن حجاب اسلامی برای بانوان و برخورد و بازداشت زنان و دختران تحت عنوان مبارزه با بدحجابی.
5- غیر عادلانه و تبعیض آمیز بودن قوانین مربوط به زنان (قوانین مربوط به ارث، دیه، شهادت، ازدواج و طلاق، حضانت فرزندان و مانند آن)
6- وجود قوانین جزایی غیر انسانی و غیر متناسب با جرم انجام گرفته مانند اجرای احکام اعدام برای جرائم غیر جنایی و یا قطع عضو و شلاق و مانند آن.
نظر به اینکه حق اعتراض جزء حقوق اولیه شهروندی ماست ، برآنیم تا برای نشان دادن اعتراض خود و تا زمان احقاق حقوق انسانی خویش، نوار زرد رنگی را به نشانه اعتراض و همدلی و همراهی با دیگر معترضین به بازوهای چپ خود ببندیم. بدیهی ست تمام کسانی که با موارد مطروحه در این منشور موافقت دارند میتوانند به نشانه اعتراض و در اعلام همبستگی با سایر معترضین به این حرکت نمادین بپیوندند.
این حرکت یک حرکت کاملا مردمی ست و به هیچ حزب و گروه و فرقه ای مرتبط نیست و ما معتقدیم که در شرایط فعلی تنها راهیست که بتوانیم خواسته های خود را که امکان طرح کردنش در پای صندوقهای رای وجود ندارد مطرح کنیم و اعتراض خود را از طریق مسالمت آمیز و به دور از هرگونه اغتشاش و بی نظمی و خشونت به دستگاه حاکم و جهانیان نشان بدهیم تا شاید روزی همین اعتراض ها زمینه ساز استقرار دموکراسی در ایرانی شود که همواره در طول تاریخ مهد فرهنگ و تمدن و آزادیخواهی و عدالت طلبی بوده است .
این طرح اعتراض هیچ حسنی هم اگر نداشته باشد و حتی اگر هیچگاه مقدمات اجرایی شدنش فراهم نشود لااقل این یک حسن را دارد که خودمان را بهتر بشناسیم...یک نگاه به کامنتهای مطلب قبلی نشان میدهد که تقریبا تمام افرادی که کامنت گذاشته اند موافق آن پنج اصل ذکر شده بودند و لااقل اختلاف نظر و مخالفتی در این باره وجود نداشت...حالا اگر این جامعه مجازی و کسانی که در نظر سنجی شرکت کرده اند را بتوانیم مشتی از خروار جامعه ایران بدانیم به هر حال جای امیدواریست...
اما چند نکته:
1- من احساس میکنم ما بدمان نمی آید با گفتن اینکه قاطبه مردم ایران در جهل مطلق به سر می برند و تا مغز استخوان مذهبی هستند خودمان را تافته جدا بافته و بالاتر از دیگران نشان بدهیم...این احساس حتی اگر خود آگاه نباشد به صورت ناخودآگاه در پشت تک تک کامنتها و اظهار نظرهایی که چنین استدلالهایی داشته اند وجود دارد...هیچ دلیلی وجود ندارد که بگوییم تمام کسانی که به اینترنت دسترسی دارند روشنفکرند و یا زمینه های روشنفکری را دارند و بالعکس اکثر کسانی که به این رسانه دسترسی ندارند همه متعلق به یک طیف فکری خاص از جامعه (یا همان مذهبی های دو آتشه و متعصب) هستند...به اعتقاد من دسترسی به اینترنت هیچ ارتباطی با نگرش و جهانبینی افراد ندارد و هرکسی که متعلق به قشر متوسط به بالای جامعه از نظر اقتصادی باشد و بتواند کامپیوتری تهیه کند میتواند به این رسانه دسترسی پیدا کند...لپ کلام اینکه اگر امروز در نظرخواهی این وبلاگ تقریبا صد در صد افراد مخالفتی با منشور پنجگانه ی ذکر شده نداشتند به احتمال قریب به یقین اگر همین نظر سنجی را در محیط حقیقی هم انجام میدادیم درصد بالایی از مردم اعتراض به موارد مذکور را وارد میدانستند...
2- بعضی ها که در هر حرف و حرکتی بوی توطئه و ساخت و پاخت و غرض ورزی را می شنوند فکر میکنند شخص شراگیم زند از این طرح قرار است به جایی برسد و دندان تیز کرده است که اگر احیانا این طرح همه گیر شود بشود لیدر و رهبر و لابد یک شبه به شهرت و شاید هم ثروت برسد...نمیدانم بخندم یا گریه کنم...همه درد ما این است که در هر حرکت و تشکلی به دنبال رهبر و لیدریم...بگذارید خیالتان را راحت کنم...من فقط یک ایده را مطرح کرده ام و جز اینکه در نهایت مثل تک تک کسانی که موافق این ایده هستند برای اجرایی شدنش کوشش کنم و برای نشان دادن اعتراضم بازوبندی به بازویم ببندم کار دیگری نخواهم کرد...همین الان هم کلی هول و ولا دارم و هر شب خواب میبینم ریخته اند در خانه ام و آفتابه به گردنم انداخته اند و دارند توی اکباتان به جرم شرارت و تشویش اذهان عمومی میچرخانندم...!
من که همین سالها قرار است از ایران بروم مگر دیوانه ام بیایم و خودم را توی هچل بیندازم؟ کدامیک از شما جرئت چنین ریسکی را دارد که در ایران زندگی کند و با نام حقیقی اش بنویسد و اینقدر در دسترس باشد و چنین مسائلی را در وبلاگش مطرح کند؟ همه امید من این است که وبلاگم آنقدر توی چشم نباشد که توجه برادرانمان را در وزارت اطلاعات و یا نهادهای قضایی جلب کند...تنها کابوس من این است که اسم من در کنار چنین طرحی بر سر زبانها بیفتد و مطرح شود...فکر میکنید پیدا کردن منی که جیک و پوک خودم را اینجا نوشته ام برای کسانی که بخواهند پیدایم کنند کاری دارد؟
3- اما جمعبندی که از نظرات شما می شد کرد این بود که تقریبا نیمی از شما چنین حرکتی را مثمر ثمر نمیدانستید...نمیدانم با توضیحاتی که من در خلال کامنتها و در جواب برخی دوستان دادم چقدر توانستم دوستان مخالف را متقاعد کنم...اکثر مخالفان با چنین طرحی فرهنگ و شعور مردم ایران را در حدی نمیدیدند که از چنین حرکتهایی استقبال شود... نکته اینجاست که این طرح هیچگاه داعیه ی این را ندارد که اکثریت مردم، معترض به موارد پنجگانه ذکر شده هستند...البته با توجه به شواهد و قرائن (که در شماره یک به آن پرداختم) چنین چیزی محتمل است اما انجام چنین حرکتی منوط به تعداد کسانی که به این طرح میپیوندند نیست...اصلا فرض را بر این بگیرید که در اقلیت هستیم...چرا نباید صدای اعتراضمان را به گوش دیگران برسانیم؟ چرا نباید با هم اتحاد داشته باشیم و از حرکتهای نمادین برای نشان دادن اتحاد و همدلیمان در اعتراض به چیزهایی که آنها را مغایر شان انسانی و حقوق خود میدانیم استفاده کنیم؟
دسته دیگری از مخالفین با چنین حرکتی مطرح میکردند که چنین طرحی هیچ آلترناتیوی را برای نظام موجود معرفی نمیکند...من معتقدم در حال حاضر و در این مرحله نباید به دنبال جایگزین بود... هر آلترناتیوی از دل همین اعتراضات سر برخواهد آورد...یعنی بالاخره این اعتراضات در صورت همه گیر شدن (که بهتر است امیدوار باشیم همه گیر شود) مجرای سیاسی خودش را پیدا خواهد کرد...( آب که راه افتاد چاله اش را پیدا خواهد کرد!)...مهمترین نکته این است که دیگر امید شفا از امامزاده های اصلاح طلب نداشته باشیم...بدانیم با رای دادن به عناصری که از فیلتر شورای نگهبان رد می شوند جز اینکه آب به آسیاب حکومت بریزیم کاری نکرده ایم...متاسفانه مردم ایران صندوقهای رای را محلی برای نشان دادن اعتراض خود میدانند...حکومت هم از این حربه نهایت استفاده را میکند و با این وسیله همیشه تنور انتخاباتش را گرم نگه میدارد...اصلاح طلبی امثال خاتمی در مقابل خواستهای ما بیشتر شبیه یک شوخیست...خاتمی چه چیزی را میخواهد اصلاح کند؟ اصلاح کردن چنین حکومتی شبیه بزک کردن پیرزنی عجوزه است...ما خواهان حق و حقوقی هستیم که در تمامی جوامع متمدن به رسمیت شناخته می شود...حقوق اولیه انسانی...(پیشنهاد میکنم منشور حقوق بشر را بخوانید تا با حقوق اولیه انسانی خود آشنا شوید) ...تازه این حداقل خواسته ماست که ما خیلی بیشتر از اینها میخواهیم...خاتمی آبنباتی ست که حکومت هراز گاهی از جیب در می آورد و به دست مردم میدهد تا آرامشان کند... نقشش دقیقا همان سوپاپ اطمینان است که پتانسیل عظیم خشم ها و نارضایتی ها و اعتراضات مردم را از کانالهای مجاز به هرز ببرد...!
در این مورد حرف زیاد است...حرف من این است که باید جنبشی شروع شود که ادعایش عبور از خاتمی و تمام کسانیست که میخواهند در چهارچوب قانون اساسی (بخوانید قانون اسلامی!) فعالیت کنند...حرف من این است که باید شرایط برای برگزاری یک رفراندوم بزرگ در ایران آماده شود...ادعا نمیکنم چنین چیزی نزدیک است اما چنین چیزی ایده آل است...مسیر اصلاحات هیچگاه ما را به حقوقی که شایسته مقام انسانی ماست نمیرساند...وقتی مجرای اعتراض را عوض کردیم (یعنی به جای اعتراض پای صندوقهای رای و رای دادن به اصلاح طلبان به امید رسیدن به حداقل حقوقی که یک حکومت مذهبی میتواند به ما بدهد، خواسته های بزرگ و حداکثری خود را مطرح کردیم و برای رسیدن به آن گامی عملی برداشتیم) آنگاه میتوانیم امیدوار باشیم که در آینده ای دور یا نزدیک روزی به حقوق اولیه ی انسانی خود خواهیم رسید...!
4- من معتقدم احزابی مانند حزب کمونیست کارگری و سایر احزابی که بیرون از ایران برای جایگزینی یک حکومت سکولار و انسانی به جای یک حکومت مذهبی و روحانی تلاش میکنند علت اصلی ناکامی شان در داشتن پایگاه مردمی داخل ایران این است که اینها به جای اینکه از دل یک جریان مردمی بیرون بیایند از دل نوشته ها و کتابهای روشنفکران و لیدرهای حزبیشان بیرون آمده اند و بعد سعی در جلب و جذب مخاطب داشته اند...من با اینکه با خیلی از اصول و دیدگاه های احزاب چپ احساس نزدیکی میکنم اما نمیتوانم انها را زیاد جدی بگیرم...یعنی اینکه عده ای روشنفکر با گرایشهای چپی در کافه ای هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ایران جمع شوند و حزبی به راه بیاندازند و اساسنامه تدوین کنند و مانیفست بدهند از نظر من بیشتر بر روی یکدیگر میتوانند تاثیر بگذارند تا بر روی مردم داخل ایران و شاید به خاطر همین است که اکثر گروه های اپوزوسیون خارج از ایران به شدت دچار توهم نسبت به برد و تاثیر افکار و آرای خود بر روی مردم ایران هستند...یعنی انقدر که با هم جلسه تشکیل میدهند و میتینگ میگذارند و اجتماع میکنند و یا افتراق و انشعاب مینمایند و آنقدر که تکانهای ناشی از چنین زلزله های درون حزبی تکانشان میدهد، فکر میکنند همه دنیا (بخوانید ایران) نیز همراه آنها لرزیده است غافل از اینکه در ایران اگر کل حزب را هم منحل اعلام کنند نود درصد مردم ایران اصلا متوجه نمیشوند که جریان چه بوده...!
من معتقدم اگر یک حزب و یا حتی یک فرد و یا جریان سیاسی از دل یک جنبش و حرکت خودجوش مردمی بیرون بیاید به مراتب تاثیر گذار تر از این خواهد بود که فرد یا حزبی سعی کند مردم را به دور خود جمع کند...برای همین است که اعتقاد دارم باید اجازه داد این جنبش پا بگیرد و بزرگ شود و آنگاه مجرای سیاسی اش را پیدا خواهد کرد...!
5- در حال حاضر چند مساله عمده برای شروع چنین طرحی وجود دارد...اولین قدم تهیه منشور برای کسانیست که مایلند به این طرح بپیوندند...باید اهداف طرح و خواسته های ما به طور واضح و شفاف مشخص شود...با چند نفر از دوستان در حال تهیه پیشنویس چنین طرحی هستیم...احتیاج و امکان این نیست که طرح به رای گذاشته شود...کسانی که به مطالب طرح شده در پیشنویس اعتراض دارند میتوانند به آن نپیوندند...اما پیشنویس اولیه طرح در همین وبلاگ و یا وبلاگ دیگری که معرفی خواهد شد و مخصوص اطلاع رسانی در مورد این طرح است قرار خواهد گرفت تا با استفاده از نظرات دوستان معایب آن را برطرف کنیم... به هر صورت سعی می شود در تهیه نسخه نهایی نظرات مفید و سازنده لحاظ شود...بعد از تهیه ی منشور قدم بعدی اطلاع رسانی در مورد آن و تعیین روزی به عنوان روز شروع طرح است...به نظر من قبل از آن باید نسخه ای از طرح برای افراد سرشناس در زمینه های مختلف فرستاده شود و حمایت آنها جلب شود...وبلاگهای پر بیننده باید در این مورد اطلاع رسانی کنند و یا لوگوی چنین طرحی را در صورت تمایل در وبلاگ خود بگذارند...بعد باید از طریق رادیو و یا کانالهای ماهواره ای در مورد این طرح اطلاع رسانی صحیح انجام بگیرد...یعنی حتی اگر در اقلیت هم باشیم باید حرکت ما در جامعه بار معنایی پیدا کند...بدون اطلاع رسانی همه این کوشش ها بی نتیجه است...یعنی اگر کسی در خیابان بازوبندی به بازو داشت همه باید بدانند این فرد به پایمال شدن حقوق اولیه انسانی خود معترض است...من معتقدم و امیدوار که این حرکت بعد از مدتی همه گیر خواهد شد...(همانطور که گفتم حتی اگر همه گیر هم نشود می شود سمبل همدلی و همبستگی بین همین جماعت معترض پراکنده و نماد آزادی و آزادیخواهی)...وقتی اعتراضی با این صراحت و شجاعت در جامعه بیان می شود دیر یا زود به تغییر شرایط منجر می شود...این که واکنش حکومت در قبال این حرکت چه خواهد بود بعدا مشخص می شود...به هر حال هر واکنشی از جانب حکومت انتظار می رود...یا بدون تفاوت میماند و کل ماجرا را مسکوت می گذارد و یا شروع به بگیر و ببند میکند...مطمئن باشید از بگیر و ببند های طرح حجاب بدتر نیست...اگر این را تحمل می کنیم آن را هم تحمل خواهیم کرد...البته احتمالا چوب توی آستین من یک نفر که چنین چیزی را پیشنهاد داده ام خواهند کرد...(خداوکیلی اگر من را گرفتند برای آزادی ام پتیشن امضا کنید...!)
6- عرضی نیست جز اینکه یک برای اینجا درست کرده ام که دوستانی که برای دور زدن فیلترینگ مشکل دارند بتوانند آن را بخوانند...اگر لطف کنید و در قسمت لینک های خود به وبلاگ جدید تحت نام "شراگیم بدون فیلتر " لینک بدهید و آن را به دوستانتان نیز معرفی کنید مزید امتنان خواهد بود...!
چند وقت پیش نامه ای نوشتم برای پروین اردلان (از فعالین جنبش زنان) و در آن طرحی را پیشنهاد دادم برای مقابله و یا حداقل اعتراض به شرایط و اوضاعی که این روزها شاهدش هستیم...پروین در جوابم نوشت از آنجا که درگیر طرح کمپین یک میلیون امضا هستند ترجیح میدهند فعلا همه ی نیرو و توان و تمرکز خود را بر روی آن طرح بگذارند و نمیتوانند کمکی کنند و ضمن مثبت دانستن این طرح پیشنهاد کردند که طرحم را با سایر ان جی او هایی که در ایران فعالیت میکنند در میان بگذارم...
به هر حال تصمیم گرفتم این طرح را همینجا در وبلاگم منعکس کنم و معتقدم اگر اطلاع رسانی درست و همه گیر در مورداین طرح انجام شود راهی بسیار موثر و بدون ریسک برای ایجاد همبستگی بین قشرهای مختلف مردم و نشان دادن اعتراض مشهود به اوضاع موجود است...!
این روزها شاهد رفتارهای تحقیر آمیز نهاد های قدرت نسبت به جامعه و شهروندان آن هستیم...دولت احمدی نژاد تخته گاز و چهار اسبه میتازد...شرایط امروز ایران را فقط میتوان با اروپای قرون وسطی مقایسه کرد...مشکل اینجاست که بعد از مدتی این رفتارها چنان برای مردم عادی می شود که اگر یک روز پلیس با باطوم به خاطر لباسی که پوشیده ایم بر فرق سرمان نزند و کنج زندان نیندازدمان احساس خوشبختی و آزادی میکنیم...!حکومت با این شل کن و سفت کن ها عملا تعاریف ما را از آزادی تغییر میدهد...آنوقت است که برای مردم ایران خاتمی می شود نماد آزادی و آزادیخواهی...!
آنقدر تلخ به کاممان میریزند تا طعم گس امثال خاتمی را برایمان چون انگبین کنند...می گویید نه صبر کنید و ببینید در انتخابات بعدی مردم برای رای دادن به خاتمی یا کسی مثل او چطور از سر و کول یکدیگر بالا می روند و چطور یکی مثل خاتمی بر شانه های مردم مثل یک قهرمان بزرگ ملی وارد کاخ ریاست جمهوری می شود...این از ترس افعی به مار پناه بردن وقتی غم انگیز می شود که از مار اسطوره و قهرمان بسازیم...! این تراژدیست که قهرمان ملی مردم ایران کسی باشد که به ولایت فقیه اعتقاد و التزام دارد...وزارت ارشادش بر سانسور و ممیزی نشریات و کتابها ادامه می دهد (گیرم کمتر سختگیرانه!) و در حکومتش هنوز بدحجابی و تماشای ماهواره و شرب خمر جرم و مستوجب مجازات تشخیص داده می شود...این تراژدیست که دل به حکومتی ببندیم که محتویات اینترنت در آن به شدت کنترل و سانسور می شود و در قوانینی که او اجرا کننده اش است زنان به اندازه نیمی از مردان از حق و حقوق برخوردارند...!خنده دار است که کسی را ضامن رسیدن به حقوق انسانی خود بدانیم که در دوران حکومتش هزاران نفر با جرایمی مثل شرارت و یا تجاوز به عنف و یا محاربه بالای دار رفته اند و دهها هزار نفر به جرم شرب خمر و روابط شخصی شان محکوم شدند و به زندان افتادند و شلاق خوردند و حتی اعدام شدند...آیا در دوران حکومت خاتمی بازار وزرا (اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی) همیشه داغ نبود...؟(گیرم نه به داغی این روزها) ...اینها مشخصه های دوران حکومت خاتمی ست...هنوز یادم نمی رود سالگرد فروهر ها را و جریان کوی دانشگاه را...اگر آن اتفاقات در دوران حکومت احمدی نژاد میفتاد لکه ننگی می شد بر کارنامه سراسر سیاهش اما خاتمی آنقدر خوب است!! که چنین سیاهی هایی در دوران حکومت سراسر گل و بلبلش دیده نمی شود...!
به هر حال این درد ماست که آنقدر در قفس بوده ایم که یک روحانی کمتر بنیادگرا مثل خاتمی قهرمان روشنفکریمان می شود...
این نوشته برای زیر سوال بردن خاتمی نیست...موضع من نسبت به خاتمی و خاتمی چی ها از همان اول مشخص بود...نمیخواهم در این مورد کامنتی را بخوانم...مساله این است در این شرایط چه باید کرد؟ فردا از گیر احمدی نژاد خلاص می شویم و دوباره در قفسی کمی بزرگتر گرفتار یک خاتمی دیگر می شویم...
حرف من این است...برای عوض کردن شرایط موجود باید اعتراض کرد...باید فریاد زد...برای فریاد زدن باید اول درد را احساس کرد...من درد را میبینم...برای من که خودم را عاقل و بالغ میدانم توهین است که پلیس وارد خانه ام شود و از روی پشت بام دیش ماهواره ام را بردارد و جریمه ام کند و بگوید طبق قانون تو حق نداری صحنه هایی را ببینی و چیزهایی را بشنوی که حکومت تو را از دیدن و شنیدن آنها منع کرده است...برای من توهین است اگر یک روز عده ای به من بگویند تو باید طبق سلیقه ما لباس بپوشی در غیر این صورت مجرمی و باید مجازات شوی...توهین است اگر عده ای به من بگویند راه تو این است و چاه تو این است و بعد به زور چماق بخواهند من را به راه بیاورند و وارد بهشت کنند...توهین است اگر ببینم کتابی که میخوانم باید ابتدا از فیلتر وزارت ارشاد رد شود...توهین است اگر عده ای که احتمالا عاقلتر از من هم نیستند برایم تصمیم بگیرند که کدام سایتها را حق دارم ببینم و کدام سایتها را حق ندارم ببینم...برای من توهین است زندگی کردن در جامعه ای که در آن مجازات هیچ ارتباطی با میزان جرم ندارد...یعنی اگر تو ده ها قتل هم مرتکب شوی اعدامت میکنند و اگر یک سی دی را تکثیر کنی و یا اگر به کسی که قانون تو را مجاز به عشقبازی با او نکرده است عشقبازی کنی هم اعدامت میکنند....!
طرحی که من در نامه ام برای خانوم اردلان تشریح کردم اینگونه بود که اعلام شود که تمام کسانی که برای حقوق اولیه انسانی خود ارزش قائلند و قوانین و برخوردهای حکومت را تبعیض آمیز و نا عادلانه و مغایر شان انسانی خود میدانند و از بنیادگرایی و تحجر به ستوه آمده اند در اقدامی نمادین و هماهنگ بازوبند های سیاهی به بازوی چپ خود ببندند... این حرکت چه همه گیر بشود و چه نشود چندین فایده مشخص دارد...اول بگذارید منفی به قضیه نگاه کنیم...یعنی اگر این حرکت بعد از اینکه اطلاع رسانی کافی در موردش انجام گرفت (چه از طریق روزنامه ها و چه شبکه های ماهواره ای و چه از طریق وبلاگها و اینترنت و حتی چت و اس ام اس و برخوردهای روزانه در سطح جامعه) از پشتیبانی مردم برخوردار نشود نشان دهنده این است قاطبه ی مردم اعتراضی به وضع و قوانین موجود ندارند و یا اینکه همت کافی حتی در حد بستن یک نوار مشکی به بازوی خود برای نشان دادن اعتراض در آنها وجود ندارد...حداقل تکلیفمان با خودمان مشخص می شود...این یعنی باید هنوز کار فرهنگی انجام شود...یعنی هنوز درد احساس نشده است که بخواهد به فریاد تبدیل شود...یعنی جامعه همان جامعه ایست که برای تماشای یک اعدام با شور و هیجان جمع می شوند و یا موافق اجرای مجازات برای کسانی هستند که با پوشش غیر اسلامی در سطح شهر تردد میکنند و یا اینکه دولت را محق میدانند که وارد حریم خصوصی افراد شود و در مورد روابطشان و اینکه چه میبینند و چه میخوانند و چه میکنند از آنها بازخواست کند...!
به هر حال این جامعه هنوز به ان درجه از بلوغ نرسیده است که بفهمد چه بر سرش آمده است و طبیعیست عده ای خود را به مقام قیومیت چنین جامعه ای برکشند و برایش تعیین تکلیف کنند...اینجاست که می گویند هر حکومتی آیینه ی تمام نمای مردمانش است و در این حالت باید برای آگاه کردن مردم کوشید...اگر این شق را در نظر بگیریم (که امیدوارم اینگونه نباشد...چون با اینکه معتقدم قاطبه ی مردم هنوز اسیر باورهای غلط و قربانی ناآگاهی خود هستند اما بعید میدانم خیلی از آنها به اندازه دولتمردان بنیادگرا، متحجر و دچار جمود فکری باشند) به هر حال چنین طرحی (بستن بازوبند) باعث نزدیک شدن و همدلی بیشتر همان درصد پراکنده معترضین و به مرور زمان سازمان یافتن آنها می شود...می شود یک سمبل...من معتقدم بعد از مدتی همین بازوبندهای سیاه می شود درفش کاویانی برای مردمی که از پراکندگی و نداشتن انسجام رنج میبرند...مثلا همین که در تاکسی یا در خیابان با کسی برخورد کنی که مثل تو نوار باریکی به بازو بسته است و یک لبخند بین شما رد و بدل شود همین به تنهایی یک همدلی و قوت قلب است که شاید زندگی را در این جهنم بیشتر قابل تحمل کند...و مهمتر از ان یک اعتراض مشهود است بدون آنکه ریسک بالایی داشته باشد (با هیچ دلیلی نمیتوان افرادی را که برای اعتراض نواری به بازو بسته اند تحت تعقیب قرار داد)...وقتی اعتراض مشهود شد و از حد غرولند های درگوشی فراتر رفت میتواند زمینه ساز تغییر شود...!
اما شق دوم این است که این حرکت فراگیر شود...انوقت فقط تصور کنید روزی مثلا در خیابان انقلاب در حال قدم زدن هستید و از هر ده نفر هشت نفر بازوبند سیاهی به نشانه اعتراض به وضع موجود به بازو دارند...مطمئن باشید که جامعه ای که چنین همدلانه و یکصدا و مشهود اعتراض می کند به خود قوت قلب و اطمینان و اعتماد به نفس می دهد و دیر یا زود باعث دگرگونی اوضاع خواهد شد...من معتقدم این حرکت در صورت اطلاع رسانی گسترده در مورد آن و اهداف آن همه گیر خواهد شد...اول از همه اینکه حتی محافظه کار ترین افراد هم بدون ترس از گرفتار شدن میتوانند به آن بپیوندند...بستن یک تکه پارچه به بازو نه از مصادیق اخلال در امنیت عمومی ست و نه تشویش اذهان عمومی...یک اعتراض آرام و مسالمت آمیز است به وضع موجود و هیچ دادگاه و مفتشی نمیتواند کسی را به خاطر چنین اعتراضی مورد پیگرد قرار دهد...(حالا بحث کسانی که بیش از حد محافظه کار هستند و یا به خاطر داشتن مشاغل دولتی خاص نمیتوانند اعتراض مشهودی داشته باشند به کنار)...در ثانی این یک حرکت کاملا مردمی خواهد بود و به هیچ سازمان و گروه و حزبی وابسته نیست...اعتراض جامعه است به حکومتی که خودش را نماینده و قیم جامعه میداند...یک نه بزرگ است به همه کسانی که میخواهند با زور و تهدید جامعه را به سبک و سیاق خودشان اسلامی کنند...هیچ حزب و گروه و شخصی نمیتواند و نباید ادعا کند که این جنبش متعلق به اوست...این حرکت کاملا فارغ از جهتگیریهای سیاسیست...هرکسی که معتقد است بنیادگرایی و تحجر حقوق اولیه انسانی اش را مورد تهدید و تحدید قرار داده است پرچمدار این جنبش است...به همین دلیل مردم که کلا ذهنیت مثبتی نسبت به سیاسی بازی و باند بازی و حزب بازی ندارند با خاطر آسوده میتوانند به این جنبش بپیوندند...
برای چنین حرکتی باید ابتدا یک منشور جامع و کامل تهیه شود...من فکر میکنم اصول این منشور باید به گونه ای تعیین و تبیین شود که بر احقاق حقوق اولیه انسانی و شهروندی و کرامت انسانی افراد تاکید شود...:
1- اعتراض به سانسور و قیم مآبی در زمینه اطلاع رسانی وفرهنگ و هنر و نبودن آزادی بیان (چه در حوزه نشر و چه در حوزه رسانه و اینترنت)
2- اعتراض به دخالت در حریم خصوصی زندگی افراد و برخوردهای پلیسی با شهروندان
3- اعتراض به پوشش اسلامی اجباری
4- اعتراض به قوانین تبعیض آمیز علیه زنان
5- اعتراض به قوانین جزایی غیر انسانی و قرون وسطایی و نیز اعتراض به دربند بودن زندانیان سیاسی و عقیدتی
مسلم است که اعتراض های موجود تنها در صورت بازنگری کلی و تغییر در قانون اساسی و قوانین جزایی کشور به ثمر می رسد...در اصل جامعه با بستن نوارهای مشکی صراحتا خواهان یک رفراندوم بزرگ خواهد شد...
من اعتقاد دارم در شرایط موجود و به خاطر جو نارضایتی عمومی و افزایش فشار بر شهروندان و افزایش برخوردهای پلیسی در سطح جامعه چنین حرکتی میتواند مورد استقبال قرار بگیرد و همه گیر شود...یعنی جامعه این روزها برای یک اعتراض هماهنگ و منسجم آمادگی لازم را دارد...
همانطور که گفتم اولین گام برای چنین حرکتی تهیه یک منشور جامع و کامل (و البته صریح و مختصر) است که به صراحت خواسته های معترضین را بیان کند...شخصا آن 5 مورد را اصول لا یتغیر این منشور میدانم...یعنی معتقدم کسی که به درجه ای از آگاهی رسیده باشد با این اصول مخالفتی نخواهد داشت...یعنی بعید است انسان روشنفکری پیدا شود و مثلا اعتراض کند که باید سانسور وجود داشته باشد یا مثلا مجازات اعدام را برای زن خیانت پیشه و یا متجاوز به عنف مجازاتی عادلانه و انسانی بداند...! علی ایحال اگر اختلاف سلیقه ای هم هست در جزئیات است و کسی که حتی یکی از این اصول را قبول نداشته باشد از دید من در زمره ی افراد آگاه قرار نمیگیرد و خب این حق را هم دارد که در این حرکت همراهی نکند...!وظیفه ما این است که با تعامل و گفتگو بتوانیم متقاعدش کنیم...شخصا کسانی را می شناسم که متاسفانه معتقد به برخوردهای پلیسی با زنان بد حجاب در سطح شهر هستند...یا مثلا معتقدند که یک متجاوز به عنف را باید تکه تکه کرد و دار هم برای چنان فردی کم است...! قضیه وقتی بغرنج تر می شود که میبینم خیلی از این افراد اصلا آدمهای مذهبی و یا موافق حکومت هم نیستند...اما به خاطر زندگی کردن در یک جامعه بیمار (که مجازات را نوعی انتقام گیری از مجرم میداند!) دچار این افکار شده اند...در جامعه ای که هر روز خبر اعدام چند نفر زینت بخش صفحات روزنامه هاست و هر چند وقت یکبار در میادین اصلی شهرها مجرمی را آویزان میکنند دیگر قبح کشتن از بین رفته است...در باره اعدام و مخالفتم با آن قبل'>http://www.sharagim.net/2006/12/post_77.html">قبل ها نوشته ام و نمیخواهم حرفها را تکرار کنم...به هر حال حتی اگر قاطبه ی مردم از وضع موجود راضی باشند یا حتی نسبت به آن بی تفاوت باشند باز هم بستن نوار مشکی به بازو میتواند باعث افزایش همدلی و قوت قلب افرادی شود که آرزوی زندگی کردن در جامعه ای سالم و انسانی را در سر دارند...
پ.ن: طرح بستن بازوبند مشکی چیزی بود که بعد از صحبت با دوست خوبم (خانم شین) به ذهنم رسید...خانوم شین که از طرح های برخورد با بد حجابی دل پری داشت تلویحا به من گفت که کاش می شد در اعتراض به چنین طرحی همه دخترها و زنها به جای مانتو گونی های گشاد تنشان کنند...من هم قبل ها به طرح های مشابهی فکر کرده بودم که مثلا زن ها و دخترها در اعتراض به حجاب اجباری موهایشان را از ته بتراشند و بدون روسری به خیابانها بیایند...اما به هر حال کمتر کسی حاضر است به چنین حرکتی تن در دهد و گونی پوشیدن هم از آنجا که خیلی ها حاضر به انجامش نیستند و آن را دون شان خود میدانند منتفی می شود...(گرچه معتقدم برای کسی که واقعا به عمق فاجعه پی برده باشد و کارد به استخوانش رسیده باشد انجام هیچکدام از این کارها دور از ذهن نیست)...به هر حال من فکر کردم بهترین راهکار برای مبارزه با وضع موجود همین پارچه های سیاهیست که بر بازو بسته می شود...چون اولا تمام افراد جامعه چه زن و چه مرد میتوانند در آن شرکت کنند و در ثانی با کار و فعالیتهای روزانه افراد تناقضی ندارد و نیز از ریسک بسیار پایینی برخوردار است...دلم میخواهد نظر شما را بدانم...اگر این نوشته را به دیگران معرفی کنید به طوری که بتوانیم از همفکری تعداد بیشتری بهره مند شویم شاید با کمک یکدیگر بتوانیم زمینه های اجرایی شدن چنین طرحی را فراهم کنیم...
--------------------------------------------------------------------------------
50 nazanin ( - , mail ) 8:41 @ Sun, 27 May 07
مگه يادتون رفته تظاهرات ارام و مسالمت اميز زنان رو در ۲۲خرداد که با شاخه های گل حق و حقوق خودشون رو مطالبه ميکردند چگونه وحشيانه ياسخ گرفت؟ همينطور تجمع کارگران .. معلمان... دانشجويان ..... توهین تحقیر و کتک زدن زنان و دختران همه اینها رو میبینید باز هم صحبت از مبارزه مدنی ميکنيد ؟ مدنيت کيلويی چند ؟....... همه اين تجربه ها بما ميگه که مماشات و سازش برای قابل تحمل کردن این دولت کاریست عبث .... (متاسفانه هيچ راهی جز درگيری مستقيم مردم با اين اراذل و اوباش وجود نداره دير يا زود.... .
--------------------------------------------------------------------------------
49 nazanin ( - , mail ) 8:12 @ Sun, 27 May 07
درود بر شراگيم عزيز و دوستانش.....ييشنهادی که برای اعتراض دادی بسيار خوبه و به ما ميگه که هنوز خردک شرری هست ( تو بخوان شرفی ) از هيچ بهتره...... ولی يادمون باشه که در جنگل و حوش اين قدرت است که حرف اول و اخر رو ميزنه... يس بايد از سر قدرت به ميدان امد نه ضعف..... کار از نوار سیاه و قرمز گذشته تو فکر میکنی این جانوران اسلامی نمیدونند که مردم چقدر از اونا متنفرند؟ خوب میدانند ...... ويه مورد ديگه اينکه اتحاد به تنهايی کافی نيست. اتحاد مردم اگر سازماندهی شده و متشکل و هدفمند نباشه مسلما به بيراهه خواهد رفت.درست مثل قيام بحق مردم در سال ۵۷ ( انزمانها که ما خيلی نخودی بوديم) بقول شاعر ازادی زنده ياد شاملو همانند خالی کردن يک تير در گاودانی بود کور و يکيارچه.... که توانست خمينی دجال رو به همه غالب کنه و وارثان واقعی ان مردم سرشون بي کلاه ماند. اينبار بايد هوشيار بود و گذشته رو چراغی کرد برای راه اینده..... اکثر مردم ایران بخصوص نسل انقلاب خواهان یک جامعه ازاد و سکولار هستند ولی متاسفانه برای دفاع از ازادی ابزارهای لازم رو در اختیار ندارند در حالی که قدرت دفاع از خود و جامعه خود را دارندولی دستشون خالیه اتفاقا این صبوری مردم و سکوتشون در مقابل این اراذل و اوباش حکومتی از هوشمندی مردم ماست چرا که بدرستی دریافته اند که با دست خالی نمیتوان به مصاف گرگهای هار رفت. .
--------------------------------------------------------------------------------
48 آقای کمالی ( url , mail ) 7:41 @ Sun, 27 May 07
واقعا که مضحک است . اقای خاتمی علی رغم ضعف های زیادی که داشت و من به شخصه به ایشان رای هم ندادم .ولی بارها اعلام کرده بود که سرسپرده رهبر عظیم الشان انقلاب است و آنانی که خیال می کنند ایشان با اسلام مخالفند هم مشتی خوش خیال سرسپرده بیش نیستند .
حال شما عاشقان فساد و آمریکا می خواهید وانمود کنید که ایشان مخالف انقلاب و اسلام است !
ای کاش روزی برسد که بتوانید واقعیت ها را ببینید و متوجه شوید که ملت جهان چقدر از آمریکا متنفرند و چقدر به رئیس جمهور محبوب ما علاقه مند هستند .
نمونه اش هم اقای هوگو چاوز که بعد از نامه تاریخی امام به گورباچف به شدت به ایشان علاقه مند شدند و نمونه های بسیار زیادی هم وجود دارد که مجال نیست معرفی شوند !
به قول سرور شهیدان اگر دین ندارید حداقل ازاده باشید !
به امید آن روز .
--------------------------------------------------------------------------------
47 نیوشا ( - , mail ) 6:08 @ Sun, 27 May 07
جناب شراگیم عمق فاجعه زمانی آشکار میشه که قشر روشن فکر که اهل قلم هم هستن ٬ این جوری استقبال میکنن ! از مردم عادی که دست رسی به اینترنت ندارن چه انتظاری میره ! قشری که نون شب ندارن و حتی سواد خوندن ...بهترین نویسنده ها و منتقدین و مترجمین این جا از لینک کردن و دادن نظرات روانشناسی مردمی که به یقین حرفهای خودشه ٬ حرف میزنن ! توهین هم که دیدم ! این جماعت همون ملت ایرانن ٫ همون هایی که شما و خانواده های ما رو میسوزونن ... طرح عالیه اما همبستگی این مردم دیازپام خورده سخت ..
--------------------------------------------------------------------------------
46 نوه عمهی آقای کمالی ( url , - ) 6:01 @ Sun, 27 May 07
صلوات بفرستید.
--------------------------------------------------------------------------------
45 هاله ( - , - ) 5:59 @ Sun, 27 May 07
این غلطهای املائی رو من مخصوصا" تو کامنت قبلی گذاشتم ببینم ملت حواسشون هست یا نه!
:)
--------------------------------------------------------------------------------
44 هاله ( - , - ) 5:57 @ Sun, 27 May 07
دوستانای که میگن این کارها فایده نداره ... چرا یک فایده خیلی بزرگ داره و اونام اینه که حداقل در *یک صف* به نحوی به این اجهافات میشه اعتراض کرد ولو اینکه جلوی اجهافات رو نگیره. بابا جان ببخشید بلانصبت به گاو و گوسفند هم که سیخونک بزنی یک مع تحویلات میدن!
یعنی ما یک مع هم نمیتونیم از خودمون دروکنیم؟
آخه روشهای قبلی (بیتفاوتی منظورمه!) تا حالا خیلی کار کرده و مؤثر بوده؟ به جز بدتر و بدتر شدن اوضاع چه اتفاقای افتاده؟
قبل از اینکه داد بکشید تو اونجا نشستی میگی لنگاش کن و نسخه نپیچ و از این حرفهای تکراری ... من که نمیگم مبارزه مسلحانه ... دیگه از این راهکار اعتراضی شراگیم آرومتر امکان نداره به جدم. اگر اینام با خشونت جواب بدن دیگه باید به فکر انقلاب باشید چون رسما" نفس کشیدن ممنوع شده.
--------------------------------------------------------------------------------
43 بی بی ( - , - ) 5:43 @ Sun, 27 May 07
راستی یه حرفی: من باورم نمیشه این پیشنهاد تو باشه. فکر کنم پیشنهاد برادرت باشه. از تو بعید میدونم بعد از این همه سال و دیدن وقایع روزگار این پیشنهاد رو بدی.
اگه *اینا* در جریان دغدغه های ما قرار بگیرن و نقشه هامون باور کن جلو مانیتور از خنده روده بر میشن. همه که مثل کمالی درک و صداقت ندارن بیان نظرشون رو صریح اعلام کنن بقیه لبخندی میزنن و میرن میگن بچه ها خوش باشید که حالا حالاها مهمونیم!ا
--------------------------------------------------------------------------------
42 بی بی ( - , - ) 5:11 @ Sun, 27 May 07
شراگیم این طرح عملی نیست. با اون بخش اول حرفهات موافقم. تو فکر می کنی حداقل این جریان مار وافعی رو بتونی حالی این ملت کنی؟ مشکل الان غم شکم و مایحتاج ضروریه. کسی که گرسنه شد آزادی و این حرف ها می شه براش قرتی بازی. ضمن این که با اون دوستمون موافقم که مذهب جزو فرهنگ اکثر مردم بافته شده و همونا خیلی هم راضی هستند که زنا دیگه با ظاهر زننده نمی تونن تو خیابون بیان ومجبور نیستن به بچه هاشو هی بگن تو اینجوری نگرد!(این رو به عینه دیده ام که می گم) یه عده دیگه هم خوشحالن می گن: ما که نداریم. بذار اونا هم نداشته باشند.
می دونی؟ زمانی که آزادی باشه اختلافات اقتصادی خودش رو بیشتر نشون می ده. من که پول ندارم اینترنت برا بچه ام بخرم. بذار شراگیم هم نخونه. من که نمی تونم مانتو مدل جدید بپوشم بذار همه چادری شیم لباسامون معلوم نشه. باور کن همینه. من بیشتر با طبقه ی عامه سرو کار دارم. این حرف ها قرتی بازیه. درست مثل هخا که می گفتند گفته چراغ های خونه ها رو خاموش کنید برا مبارزه! یا با روسری سفید برید بیرون. ضمن این که فراموش نکن: "اینا" اول می کنند بعد می شمارند ببینند چند تا داشتی. پس کسی ریسک چنین کارهایی را نمی کنه که بیاد بازو بند ببنده بگه کاریمون ندارن. اون دوره که ملت این ریسک ها رو می کردند جور دیگه ای فکر می کردند. الان کسی نمی اد برا آزادی مطبوعات و روسری و این قرتی بازی ها!!! ریسک کنه. فقط برای شکم ممکنه که اونم دیدی با صنف های مختلف چه برخوردی شد و هنوز سرانشون تو زندونن و بقیه حقوقاشون رو گرفتند و خفه شدند!ا متاسفانه این شده روزگار.
--------------------------------------------------------------------------------
41 mahtab ( url , - ) 4:06 @ Sun, 27 May 07
جمله تخته سیاه حرف نداره.
در ضمن مخلص آقای کمالی عزیز...
به امید آن روز!!!
--------------------------------------------------------------------------------
40 بابک ( - , mail ) 3:17 @ Sun, 27 May 07
گفتند خلايق هر چه لايق
اگه الاغ خر نبود کسی نمی تونست سوارش شه
اين طرحها فقط هيجان انگيزند ولی عملی نيستند
وقتی با يه رای ندادن ساده ميشه خيلی چيزا رو نشون داد ولی نصف آدما رای می دند چرا انتظار کارای با کلاس از ملت داريد؟!
شعور توده مردم وقتی بالا رفت همه چيز حل می شه
فکر می کنيد اگه همين حکومت حاکم آمريکا بشه چند روز دوام مياره؟!
--------------------------------------------------------------------------------
39 بابک ( - , mail ) 3:07 @ Sun, 27 May 07
خانوم شین عزیز(شماره 2)
شما که می خواهی انگلیسی تایپ کنی
I am agree is wrong
you should say :I agree
--------------------------------------------------------------------------------
38 هارد ابوسایو ( url , mail ) 2:41 @ Sun, 27 May 07
شراگیم عزیز
به جد با نظراتت در مورد مسائل امروز مملکت بی سر و سامانمان موافقم. طرح پیشنهادی ات هم شاید از نظر عده ای سوسول بازی و بچه بازی به نظر بیاید اما مطمئنا در وضعیت موجود که تقریبا کسی حاضر نیست برای بیان اعتراض خودش و موقعیتش را به خطر بیندازد طرح هوشمندانه ای است. این روزها که در حال پخش دفترچه های آموزشی کمپین یک میلیون امضا بین همکلاسیان و هم دانشگاهیان خود هستم . بیزاری و نفرت اغلب افراد نسبت به اقدامات اخیر اینان را بوضوح می بینم. در مورد طرح پیشنهادی خانم شین هم باید گفت که قبل از این من و چند تا از دوستان این را امتحان کردیم و حتی چند روزی را با شلوار کردی (از نو ع خانواده) به دانشگاه رفتیم به نشانه اعتراض به رفتار حراست با طرز پوشش دنشجوبان ولی در عمل نه تنها آنطور که باید نتیجه نگرفتیم بلکه از سوی بسیاری هم به استهزا گرفته شدیم.
لیکن طرح شما بدلیل آنکه کمتر با عرف فعلی در تضاد هست حتی اگر نتواند راه گشا باشد باعث همدلی و احساس یگانگی بین افراد جامعه خواهد گشت.
ضمنا به نفی کنندگان این حرکت هم شعر زیر را تقدیم میکنم:
+همراه شو عزيز
تنها نمان به درد
کاين درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود
+ در آخر بگذار يک پيشنهاد اقتصادی را هم مطرح کنم که برای من جدی است ولی تو شوخی اش فرض کن . در صورت همه گیر شدن می شود روی توليد بازو بند های سياه مخصوص اعتراض هم سرمايه گذاری کرد!!!
--------------------------------------------------------------------------------
37 کارتاژ ( url , mail ) 1:29 @ Sun, 27 May 07
شراگیم جان واقعا با این طرح ابلهانه ای که دادی خودت را از جماعت روشن فکر میدانی؟
--------------------------------------------------------------------------------
36 بهناز ( - , - ) 1:03 @ Sun, 27 May 07
ببخشید ،" با " عنوان ...
--------------------------------------------------------------------------------
35 پانتهآ ( url , - ) 0:49 @ Sun, 27 May 07
فهميدم چی ميگی شراگيم جان. تو گفتی ف من از فرحزاد هم رد شدم!
هفتهء اول: خبر طرح شراگيم از طريق تمام رسانهها و نهادهای غيررسمی فارسیزبان جهان پخش ميشود (حالا مثلاً).
هفتهء دوم: خبر دهان به دهان ميگردد و در طيف ناراضی از حکومت باعث واکنشهای مختلفی ميشود:
الف) ای بابا شما هم دلتون خوشه ها! (اقرار ميکنم که واکنش خودم چيزی توی همين مايههاست)
ب) فقط همين مونده که عقيدهامون رو در ملاء عام اعلام بکنيم. مگه از جونم سير شدهام؟
پ) اين شراگيم کيه؟ از کی پول ميگيره؟
ت) طرح براندازی؟ مگه ما نگفتيم بايد سيستم رو از درون تغيير داد؟!
ث) من اصلاً به سياست علاقه ندارم.
ج) خدا مرگم بده بازوبند مشکی که علامت عزاست، شگون نداره!
چ) به من رنگ مشکی اصلاً نمياد!
هفتهء سوم: تعداد معدودی بادلوجرأتها و خوشخيالها از جمله خود شراگيم به جرم بستن بازوبند مشکی که به اعتراف خودشان نماد مسلم مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و ارزشهای پاک انقلابی است، همچنين به دليل تشويش اذهان عمومی، جاسوسی برای استکبار جهانی، داشتن روابط نامشروع و شرب خمر دستگير ميشوند و ميروند آنجا که عرب نی انداخت. بدبختانه از قرار معلوم مأموران حکومتی نيز رسانهها و نهادهای غيررسمی فارسیزبان جهان را دنبال ميکنند.
هفتهء چهارم: کل موضوع به دست فراموشی سپرده شده است و زندگی همچنان جريان دارد.
مرگ من بدت نياد ها. ايدهات خيلی قشنگه و من با کلمه به کلمهء حرفهات موافقم، به خصوص قسمتی که در مورد خاتميه. اما نظرم اينه که از اين امامزاده نميتونی انتظار معجزه داشته باشی. چيزی که تو ميگی از آلمانشرقيها برمياد که شمع روشن کنند و هر دوشنبه شب توی خيابون راه برند و انقلابشون خاموش باشه و بدون خونريزی. تازه اگه شرايط زمانه مستعد نبود و شخصی به اسم گورباچف دبير حزب کمونيست شوروی نشده بود، همين هم هيچ تأثير نداشت و مثل بهار پراگ در نطفه خفه ميشد. در ايران هم فعلاً اينها بر خر مراد سوارند و اين مردمی که من ميبينم رو با هيچ سريشمی نميشه متحد کرد.
--------------------------------------------------------------------------------
34 مجید ( - , - ) 0:37 @ Sun, 27 May 07
واقعا\" معذرت می خوام که انقدر تکرار شد سرعت اینترنتم پایین بود بازم شرمنده :\">
--------------------------------------------------------------------------------
33 yaac ( url , - ) 0:03 @ Sun, 27 May 07
اعتراض به اين صورت و به اين شکل ميتونه نتيجه ی بالاتری بده نسبت به اعتراضاتی مثل تظاهرات . من کاملا با اين طرح موافقم چون درصد خطرش هم برای مردم خيلی پايينه و اگه واقعا به اندازه ی کافی اطلاعات داده بشه و طرح موفق نشه يعنی مردم ما هنوز خيلی ميزان آگاهيشون حداقل به حق خودشون کمه اينم واقعا جای تاسف داره به هر حال منم سعی ميکنم اين مطلب رو به بقيه برسونم .
--------------------------------------------------------------------------------
32 بهناز ( - , - ) 23:59 @ Sat, 26 May 07
شراگیم عزیز ؛
سلام .
اگر درست متوجه شده باشم منظور شما از پیشنهاد این طرح ، در واقع نشان دادن واکنشی است که در دنیا ، از آن به عنوان " نافرمانی مدنی " یاد می شود و بسیار رایج است ، البته در کشورهای به اصطلاح دموکراتیک . به هر حال این طرح می تواند جالب باشد ولی با اجرایی بسیار هوشمندانه، و اگرنه بازهم به این رژیم گرسنه خوراک خواهید داد .مجددا قابل ذکر است که اصل طرح قابل تحسین است ، ولی هنوز تا اجرایی شدن ، راه نسبتا زیادی در پیش روی دارد .
به هر حال ،
هماره پیروز باشید .
--------------------------------------------------------------------------------
31 شاهین ( - , - ) 23:36 @ Sat, 26 May 07
با نگین شماره ۱۶ موافقم...هرچند همه دنبال راه چاره ایم..و این باعث نمیشه که مخالف باشم.
--------------------------------------------------------------------------------
30 مجید ( - , mail ) 23:35 @ Sat, 26 May 07
من با عملی بودن یا نبودن این طرح کاری ندارم اما دیگه از این به قول لیلا مثل گوساله سرم رو انداختن خسته شدم تا کی فقط حرف حرف حرف ... تا کی میگید نمیشه نمیشه نمیشه ... حتی اگرم به قول بعضی دوستان هیچ فایده ایم هم نداشته باشه حداقل نشون دهنده اینه که در وجودمون هنوز یه ذره آدمیت مونده حاضریم به خاطر این بی احترامی هایی که بهمون میشه یه عکس العملی نشون بدیم حداقل نشون بدیم که می فهمیم این برخورد های حکومت شایسته ی یه انسان نیست
پیشنهاد اولم اینه که این مطلب رو در یه جا که فیلتر نشده قرار بدی شراگیم عزیز تا بشه به بقیه به راحتی لینک کرد ممنون
--------------------------------------------------------------------------------
29 مجید ( - , mail ) 23:35 @ Sat, 26 May 07
من با عملی بودن یا نبودن این طرح کاری ندارم اما دیگه از این به قول لیلا مثل گوساله سرم رو انداختن خسته شدم تا کی فقط حرف حرف حرف ... تا کی میگید نمیشه نمیشه نمیشه ... حتی اگرم به قول بعضی دوستان هیچ فایده ایم هم نداشته باشه حداقل نشون دهنده اینه که در وجودمون هنوز یه ذره آدمیت مونده حاضریم به خاطر این بی احترامی هایی که بهمون میشه یه عکس العملی نشون بدیم حداقل نشون بدیم که می فهمیم این برخورد های حکومت شایسته ی یه انسان نیست
پیشنهاد اولم اینه که این مطلب رو در یه جا که فیلتر نشده قرار بدی شراگیم عزیز تا بشه به بقیه به راحتی لینک کرد ممنون
--------------------------------------------------------------------------------
28 ( - , - ) 23:34 @ Sat, 26 May 07
من با عملی بودن یا نبودن این طرح کاری ندارم اما دیگه از این به قول لیلا مثل گوساله سرم رو انداختن خسته شدم تا کی فقط حرف حرف حرف ... تا کی میگید نمیشه نمیشه نمیشه ... حتی اگرم به قول بعضی دوستان هیچ فایده ایم هم نداشته باشه حداقل نشون دهنده اینه که در وجودمون هنوز یه ذره آدمیت مونده حاضریم به خاطر این بی احترامی هایی که بهمون میشه یه عکس العملی نشون بدیم حداقل نشون بدیم که می فهمیم این برخورد های حکومت شایسته ی یه انسان نیست
پیشنهاد اولم اینه که این مطلب رو در یه جا که فیلتر نشده قرار بدی شراگیم عزیز تا بشه به بقیه به راحتی لینک کرد ممنون
--------------------------------------------------------------------------------
27 مهران ( url , mail ) 23:14 @ Sat, 26 May 07
شراگیم جان در کامنت قبلی منظورم اين مردک کمالی بود. می بخشی عزيز دوبار مزاحم شدم.
--------------------------------------------------------------------------------
26 مهران ( url , mail ) 23:07 @ Sat, 26 May 07
بله فکر خوبی است. نمیشه بیکار نشست تا مردم حتماً از عالم غیب رشد پیدا کنن و از این جهالت مذهبی و سنت های تحقیر کننده و مزاحم خود به خود نجات یابند. باید از یه جایی عملاً شروع کرد. چون همه که اهل مطالعه سایت و وبلاگ و کتاب های روشنگرانه نیستند. آنوقت با این نوار سیاه بر بازو، سبزی فروش سر کوچه ما هم برایش سؤال هایی به وجود میاد که خیلی خوبه. البته اگه این طرح یه کم همه گیر بشه، رژیم هم چون خشن و مکر الماکرینه هم با سرکوب و هم با فریب با آن برخورد خواهد کرد که باید با همتی بلند پیگیرش بود.
ضمناً اینایی که میگن قرون وسطی، قرون وسطی، بدونن که قرون وسطای اسلامی از روز نخست ظهور اسلام به وجود آمده و تا کنون هم ادامه داره.
لطفی کن شراگیم جان به این مردک توکلی اجازه نده اینجا بر علیه تمامی ارزش های انسانی مزخرف بنویسه. به گفته مشهور کامو: به دشمنان آزادی نباید آزادی داد.
--------------------------------------------------------------------------------
25 sarah ( url , - ) 22:56 @ Sat, 26 May 07
کتابی ميخواندم (سالها پيش) به اسم يونی کامپ. اينجا هم عينا همان است . ما مسخ شده و در حبس . جوری هستيم که با گدايی حقوقمان امرار معاش می کنيم و اگر نيازهای اوليه مان برآورده شود احساس غرور . اما... نکته اينجاست که آيا اين نيست که هر ملتی لايق همان حکومتی است که موجوديت و حقيقت دارد و بر او حکم می راند؟
تو مينويسی من می خوانم او امضا جمع ميکند آنها برهنه می شوند برای اعتراض اما ...
در سطح کلان همه مقيد به همينند که هست . به فکر پول برای خريد کالای وارداتی مارکدار يا ارتزاق خانواده پرجمعيت . به فکر همين در رفتن ها از چنگ مامور و پوشيدن شلوار کوتاه در خفا .
ما ملت عمل نيستيم هر چقدر هم که من يا مثل من بگوييم
نه! اينها هنوز به جان نيامده اند . تنها می خواهند با گذر فصل یا به مدد پوشیدن مقنعه یا معجزه ای دیگر؛ کمی کمتر کتک بخورند. همين
--------------------------------------------------------------------------------
24 sokot ( url , - ) 21:45 @ Sat, 26 May 07
به نظر اينجانب موضوع خيلی غامض تر ازين حرفاس که شما ميگی!! مردم نون ندارن بخورن! تموم روز و شبشون فکر اين که قسط خونه و ماشين و کرايه خونه و هزار و يه کوفت زهرمار...
ولی به هر حال من هر کاری لازم باشه انجام ميدم و همکاريهای لازم رو بعمل ميارم!! فقط بگين چطوری؟
--------------------------------------------------------------------------------
23 علی ( url , mail ) 21:44 @ Sat, 26 May 07
فکر می کنم طرح گونی مطمئن تر از بازوبند باشد / چون اولی اگر سرتا پا را بپوشاند / هیچ نظامی نمیتونه بدون رسوا شدن / باهاش روبرو بشود / ولی در مورد بازوبند / گروه های موتورسوار و شخصی و غیره / یعنی به شکل غیر مستقیم می زنند و اذیت می کنند / تا مردم را منصرف کنند./ نمی دانم از طرح این جملات منفی مثل؛ "حالا این کار را هم کردیم، چه فایده؟" / یا "با این مردم گوساله ..." / بکجا می رسیم؟ / جز این که بی حمیتی و بی تفاوتی خودمان را توجیه کنیم؟
--------------------------------------------------------------------------------
22 مهرداد بزرگ ( url , - ) 21:39 @ Sat, 26 May 07
سلام شراگیم جان! خوبی؟
آقا اول اینکه مثل همیشه خیلی طولانی بود. هر چه تو اسهال قلم داری، متأسفانه من یبوست فکر دارم!
اما از بیادبی بگذریم. با بخش اول متن فوقالعاده موافقم. به هر حال جنبشهای اجتماعی و حرکتهای مدنی یک جایی باید استقلال خود را نشان دهد تا دیگر مشارکتیای نباشد تا بخواهد سردمدار باشد. چیزی که با فضای موجود( و نه پتانسیل موجود!) فکر کنم، برگشت به دوره خاتمی نامحتمل که نیست هیچ، به احتمال زیاد اتفاق هم خواهدافتاد.
اما در مورد این طرح، به نظرم جالب است، اما آمیخته با قدری رویا و توهم! راستاش قدرت بسیج کردن مردم، آن هم در ایران شاید تنها از کاریزمایی چون آیتالله خمینی برآید! اما طرح جالبی است. در مورد اجرایی شدن آن اما اصلاً خوشبین نیستم. و بیش از آن سوءاستفاده از آن هم بعید نیست.
باید اجراییتر فکر کرد.
چند روز پیش یکی از دوستان در مورد برخورد دانمارکیها در برابر یهودسوزی نازیها در آلمان میگفت که اولین کسی که بازوبند یهودی بسته است شاه دانمارک بوده و به دنبال آن همه مردم بازوبند بستهاند و هیچ یهودیای در دانمارک کشته نشدهاست. این مدل اگر در ایران هم اجرایی شود. خیلی خوب است. به هر حال باید کمی فرهنگ ایران را آنالیز کرد.
موفق باشی.
--------------------------------------------------------------------------------
21 آقای کمالی ( url , mail ) 21:15 @ Sat, 26 May 07
اقای به اصطلاح شراگيم ٬ خوب است بدانيد که مردم فهيم و شهيد پرور ما هيچ وقت حاضر نمی شوند که به حرفهای امثال شما قلم به دستان مزدور گوش دهند و بازوبند سياه بر بازوی خود ببندند .
مردم ما فقط در ايام فاطميه و ماه محرم و به خاطر سالار شهيدان سياه می پوشند و علتش هم اين است که اسلام دينی است که بر دل ها حکمرانی می کند و بس .
بلی . اگر کسی انقدر نادان باشد که بازوبند سياه بر بازوی خود ببندد در واقع انگار می گويد که من يک عروسک کوکی سرسپرده بيش نيستم و خودم را به رايگان به خداوندان زر و زور فروخته ام !
من نمی دانم چرا حجاب اسلامی انقدر برای شما درد آور است ؟ يعنی اگر زنی خودش را مثل يک عروسک و کالا در جامعه عرضه نکند از حقوق انسانی برخوردار نيست ؟
حقوق بشر يعنی فساد و خود فروشی ؟ يعنی بدحجابی ؟ بلی ؟
شمائی که دم از ازادی های غربی می زنید خوب است بدانید که در غرب میلیونها نفر به دلیل انکار افسانه هولوکاست در زندان ها به سر می برند .
خوب است بدانید ملیونها زن به خاطر حجاب اسلامی در زندان های غرب به سر می برند .
ایا شما صحنه های دردناک و وحشتناک کتک خوردن یک دانشجو در دانشگاه های آمریکا را ندیده اید ؟
این به نظر شما ازادی است ؟
یا ازادی را فقط در بی ناموسی و فسق و فجور و بدحجابی می دانید ؟
بلی ؟
یعنی اگر غربی ها خودشان را بیندازند توی چاه آن وقت شما هم بی مطالعه خودتان را می اندازید توی چاه ؟
ای کاش شما و امثال شما یاد بگیرید که انسان ارزشمندتر از آن است که مثل یک عروسک کوکی در اختیار خداوندان زر و زور باشد .
ای کاش می فهمیدید که زن یک کالای مصرفی نیست و فقط برای ارضای هوس های نفسانی شما خلق نشده است .
به امید آن روز !
--------------------------------------------------------------------------------
20 لیلا ( - , - ) 21:14 @ Sat, 26 May 07
يک سوال دارم فقط....
خانومها و آقايونی که می فرمايند اين چيز ها هيچ تاثيری نخواهد داشت.ممکنه بگن ما تا کی عين گوساله بايد سرمونو بندازيم پايين تا هر جا که می برنمون بريم؟اونايی که ميگن ما هنوز قرون وسطا رو در پيش داريم.
فکر نميکنن بعد از گذروندن اين دوره کسی نمياد آزادی رو تقديمشون کنه.هر چيزی بهايی داره حيف که اينجا هيشکی حاضر نيست از هيچ چيزش بگذره.نميدونم تو اين زندگی نکبت بار و پر از خفت چی ديديم که اينطوری ۴ چنگولی چسبيديم بهش...
--------------------------------------------------------------------------------
19 صبا ( - , - ) 20:17 @ Sat, 26 May 07
سلام شراگيم عزيز ...من همون نسيم صبا هستم ..
خوندم نوشته ات رو ..اما گيرم كه بستيم ..به نظرت كاري داره كسايي رو كه بازو بند دارن ببرند و بترسونند ؟
مگه براي شكنجه كردن و ترسوندن آدمها اينا قانون نياز دارند يا دليل قانع كننده ؟؟؟
ميدوني كه زندگي جماعت ايروني شده مدام ترس ...
ما رو عادت دادن به اين كه هلمون بدن و بريم عقب تر بنشينيم ...يه روز كه هل مون هم كه ندن ما محال يه قدم جلو بياييم ...
مثل همين حجاب اجباري ...
ولي هر وقت موقعش شد ما هم ميبنديم :)
--------------------------------------------------------------------------------
18 armaan ariai ( url , mail ) 20:12 @ Sat, 26 May 07
سلام گل پسر..منهم همانند اردشير خواننده قديمی اينجا هستم اما اين اولين کامنت من است.. احساس کردم بايد بحث بيشتری در مورد اين پيشنهاد انجام پذيرد! گفتی در مورد خاتمی نميخواهم کامنتی بخوانم پس صحبتی نميکنم..نوشتی: با هیچ دلیلی نمیتوان افرادی را که برای اعتراض نواری به بازو بسته اند تحت تعقیب قرار داد و اينجای کار ميلنگد! نميدانم اول انقلاب سن و سالت در چه حد بود٬ اگر مطلع باشی اکثر مجاهدين سبيل داشتند و فرم سبيلشان نوعی نسبتا خاص بود(زياد بلند و يا چخماقی نبود) دايی بنده را بهمين اتهام دستگير و بازداشت کردند که سبيلت مانند مجاهدين خلق است پس مجاهدی!! اگر بخواهند گير ميدهند و فردا اژه ای بر صفحه تلويزيون ظاهر شده و ميگويد جلوی انقلاب مشکی و براندازی نرم را گرفتيم!!! من به شخصه کاملا با همچين طرحی موافقم و اگر کمکی از دستم بر بيايد دريغ نخواهم کرد!..ديگر اگر نخواهيم اين ضريب ريسک پايين را بپذيريم پس بهتر است برويم بميريم!!! حالا در مورد جزييات بحث اگر مطلبی به ذهنم رسيد بيان ميکنم ... به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا
--------------------------------------------------------------------------------
17 اردشیر ( - , - ) 19:38 @ Sat, 26 May 07
وبلاگ شما رو مدتی است که میخوانم جناب شراگیم ولی این اولین نظری است که قرار می دهم دلیلش هم این است که میبینم سیر فکری شما در حال تبدیل شدن به سیر عملی است فبل از این که نظر خودم را بگوییم بهتر است روشن کنم که این نظرات هیچ انتقادی به کار های شما نیست و فقط حاصل تجربه من است
جناب شراگیم فرض شما از جامعه ایران مانند فرضی است که من 10 سال پیش داشتم فرضی که مبنای ان تغییر سریع و بدون بنیان سازی قبلی است توجه داشته بایشد که ما در هر جامعه ای باید همیشه اکثریت را در نظر بگیریم و اقلیت همیشه قربانی اکثریت هستند من نمیدانم شما چقدر با مردم ایران (نه فقط تهران) سروکار داشتید بنده به شخصه با مردم حداقل 15 استان ایران و روزانه صد نفر از این ملت برخورد داشتم و دارم و میدانم ملتی که هنوز دارای فرهنگ نژاد پرستی است ملتی که هنوز از دیدن صحنه به اصطلاح ایثار(حماقت)(منظورم فیلم اخراجی هاست ) به گریه و وجد می اید ملتی که هنوز فشار و بدبختی را به زندگی می فروشد ملتی که به خود رحم نمی کند و... پدر من این ملت با 2 سال یا شاید 10 سال کار هم عوض نمی شود خودمان و اطرافیان اقلیت خودمان را نگاه نکنیم کلیت را بنگریم ما پیامبر که نیستیم (به فرض اگر هم بودیم خود پیامبر هم نتوانست در مدت 23 سال اعراب را اصلاح کند )به عنوان نمونه اگر بسیجی در دانشگاه نمی بود هیچگاه دفتر بسیج تشکیل نمیشد این ملت باید سیر تاریخی خود را تکمیل کند همانطور که ملت اروپا قرون وسطا و ملت امریکا سده 1800 را گذراند بیایید یک بار دیگر باور کنیم که کرم درخت از خود درخت است ملتی که با یک هیجان انقلاب میکند توانایی تحمل دموکراسی را ندارد نسل ما و حتی نسل فرزندان ما هم نمیتوانند شاهد این دگردیسی باشند مگر حکومت از ان کیست بهتر است برای پاسخ این پرسش قبل از انتخابات نگاهی به حوزهای انتخابی کنید (امار پایین رای هم به دلیل مخالفت نیست بلکه اکثریتی که رای نمیدهند فقط از روی مد این کار را میکنند و حتی فلسفه این کار را هم نمی دانند وچه بسا ناگهان از روی احساسات رای هم بدهند ) و چه راست گفت زنده یاد احمد شاملو : مردم ایران مرا از گند و عفونت سرشار کردند.
نمیدانم مفهوم گفته های مرا گرفتید یا نه ؟ پیروز باشید
--------------------------------------------------------------------------------
16 ( - , - ) 19:22 @ Sat, 26 May 07
من هم همه جوره با تو موافقم همه جوره هستم حتی اگه مو هامو بتراشم
--------------------------------------------------------------------------------
15 سورئاليست ( url , - ) 19:16 @ Sat, 26 May 07
با اين مانيفست شدي عزيز دل همه فمينست هاي كمونيست و لائيك و .... خدا به خانم شين صبر بده !@!!
بعدشم تو هنوز لينك منو اضافه نكردي؟ خدا ازت بگذره..
--------------------------------------------------------------------------------
14 نگین 00 ( - , - ) 18:43 @ Sat, 26 May 07
تا چند صباح دیگه تمام این نیروها که الان به زور چماق ناموس مردم را مجبور به رعایت قوانین قرون وسطایی خود شون می کنند جمع می شن! می دونید چرا؟ چون دیدم که مردانی با عبور از کنار این نیروهای حافظ امنیت جامعه!!! به آنها خسته نباشید می گفتن!!!
چون دیدم که مردانی(؟؟؟) رو که زنانی روکه حجاب کامل اسلامی !! نداشتن رو مورد بی احترامی و تحقیر قراردادن!!!
و این یعنی استفاده از مردم علیه مردم. کم کم و به زودی زود همه مون چنان به جون همدیگه می افتیم که همدیگر رو زنده زنده می دریم.
--------------------------------------------------------------------------------
13 خانوم شین ( - , - ) 18:30 @ Sat, 26 May 07
شماره های 4و5 و11و 13 عزيز:
قصد از انجام اينکار اينه که به نوعی اعتراض خودمون را بيان کنيم. خوب به نظر شما اگه ما همينطور ساکت باشيم و هيچ چيزی نگيم آیا می تونیم حق خودمون را بدست بياریم. من خواهان يک انقلاب نيستم. من ميخواهم توی اين کشور زندگی کنم و ميخواهم حق ابتدائی برای زندگی کردن داشته باشم. ميخواهم بدونم که حق من به عنوان يک انسان که دریک جامعه متمدن زندگی میکنه چی و از حقم استفاده کنم. بايد از يک جا شروع کرد من نميخواهم که ازغيب يک نفر بياد و منو نجات بده حالا چه در لباس ائمه یا در لباس سربازهای آمریکائی یا غیره. چون بازهم جامه یاد نگرفته که برای بدست آورد حقشون تلاش کنه. حق را باید بدست آورد.
من باید یاد بگیرم که وقتی کسی به حریم من تجاوز کرد از حریم خودم دفاع کنم. به نظر من این قانون اولیه زندگیه که بیشتر ما از این قانون توی زندگی شخصی خودمون پیروی میکنیم. ما باید این را یاد بگیریم که توی اجتماع بزرگتر هم به همین نحو هست. عزیزمن اعتراض حق اولیه همه انسانهاست. اگه ما آروم باشیم و کاری انجام ندیم مسئولین حتما خواهند گفت اینها که هیچ اعتراضی ندارند پس مشکلی وجود نداره. میخوام بدونم تو در محل کارت هم هر چیزی که مدیرت گفت انجام میدی؟!! و با هر شرایطی که برای تو در نظر میگیره تن میدی؟؟ مسلم که برای داشن شرایط بهتر با هم دیگه بحث میکنید و به توافق می رسید. ما هم همین را میخواهیم.
--------------------------------------------------------------------------------
12 kiana ( - , - ) 18:13 @ Sat, 26 May 07
ما هميشه کلمه-ی "اينا" را برای آدم-های حکومت و رژيم به کار ميبريم، اما "اينا" کی هستند؟ "اينا" خود "ما" هستيم، اين حکومت در مردم ريشه داره، چشمتون نره به يه عده خاص که ساکن-ِ شهر-های بزرگ هستند، ايران رو با تمام-ِ روستاها و شهر-های کوچک، دور افتاده و ... که در نظر بگيری، اکثرا مذهبی و سنتی هستند، همين شمال شهری-ها که به اصطلاح تحصيل کرده و از خانواده-های خوب هم هستند، باز هم خيلیا شون سنتی و مذهبی فکر ميکنند، من کلی آدم ميشناسم به اصطلاح مدرن و سطح بالا، که از يک طرف تعطيلات تابستان رو ميرن ترکیه، اروپا،... با مايو کنار دريا، disco و... اما وقتی بر می گردند ايران چند ماه بعدش نام نويسی ميکنند برای مکه !!! اينا همه تناقص فکری مردم ايران رو نشون ميده، همين روز-های عاشورا را ببين، مردم تحصيل کرده و مدرن برای غذای نذری دست و پا ميشکنند, نذرو نياز ميکنند، اگه زن همسايه با ارايش و تر و تميز ۳ بار تو روز از خونه بياد بيرون براش حرف در می آرند، زمان خاتمی که يه خورده فضا آزاد-تر شده بود و زن-ها مانتو کوتاه ميپوشيدند بارها از زبان مردهای به اصطلاح مدرن شنيدم که وای مانتو خانم چه تنگ چه ارايش غليظی و ... آدم دلش درد ميگيره وقتی در قشر تحصيل کرده و مدرن ميبينه که هنوز خرافات، تعصب, سنت , محترم ندانستن حقوق و آزادی ديگران و مرد-سالاری در بين اين قشر هم ديده ميشه. من هميشه فکر ميکنم چرا ما ميگيم اين حکومت و طرفدارا ش در اقليت هستند، اگه اين حکومت۲۹ سال تونسته دوام بياره معنيش اينه که "اينا" هنوز طرفدار دارند، معنيش اينه که مخالفان حکومت هيچ اتحاد و همفکری ندارند. ما بايد از اساسی-ترين بنياد جامعه يعنی خانواده شروع کنيم که مفهومِ آزادی، دمکراسی، استقلال و احترام به عقيده ديگران را به بچه-هامون ياد بديم. چطور ممکنه يک حکومت در اقليت باشه و با زور 29 سال دوام بياره؟ پس چرا اين جور حکومت-ها در مثلا سوئد، فنلاند و ...وجود نداره؟ چون مردمِشان نميخوان و مردمشان به فکر سازندگی هستند و انجا که حرف مملکتشان در ميان است بجای بد و بيراه گفتن بهم , همديگر را تحمل ميکنند و اتحاد ميگيرند. به نظرمن مشکل ما احمدی نژاد و دار و دسته اش نيست، مشکل , خود "ما" هستيم، مذهبِ قاطی شده با سياست، سنتی فکر کردن , مرد-سالاری و قهرمان طلبی. تا ما و خانواده-هامون تکليف مون را با خودمون معلوم نکنيم تا ندونيم مدرن هستيم يا مذهبی تا وقتی افکارمان را شفاف و واضح برای خودمون نکنيم همين احمدی نژاد مياد رو کار. از ماست که بر ماست!!!
نقطه ضعف-های ما سنت مذهب و مرد-سالاری و قهرمان طلبی است و حکومتِ ايران ازين نقطه ضعف-ها برای بقاي خودش استفاده ميکند. ما مردم بايد روی اين نقطه ضعفها کار کنيم. فرض کنيد الان يک حکومتِ دمکرات آمد سر کار، به مردم گفت آزاد هستيد. آيا اين حاجی بازاریها، اين مردم ِمتعصب و مذهبی (چه کاملا مذهبی چه نيمه مذهبی) حاضرند با مسائلی مثل آزادی دين يا بی دينی, با بی حجابی ، با همجنس گرايی, با هزار-و يک مسأله ديگر که به حقوق شخصی و فردی-افراد مربوط ميشه کنار بيان؟ وقتی ما ميگيم ايران يعنی تمام روستاها مناطق دور افتاده، و ...
يادمه زلزله بم که اتفاق افتاده بود، صليب-ِ سرخ از اروپا با سگ-های تربيت شده آمده بودند برای کشف اجساد يا آدم-های هنوز زنده زيرِ خاک، اين مردم سنتی -مذهبی ميگفتند نميخواهيم با اين سگ-ها کار کنيم چون نجس هستند!!!! عزيزم اگر احمدی نژاد و امثالش برِ ما حکومت ميکنند حق ما هستش. ما در ايران در دوران قرون وسطی هستيم. آنقدر بايد بگذره تا همه بفهميم که دين و سياست از هم جدا هستند, که هر آدمی زندگی شخصی-اش فقط و فقط به خودش مربوط هست. اما آزادی هنوز برای ايران و ايرانی زود است.
--------------------------------------------------------------------------------
11 خارپشت ( - , mail ) 17:16 @ Sat, 26 May 07
شراگیم تو بیست و هشت سالته، چرا بزرگ نمی شی بچه؟ تو واقعا فکر می کنی این طرح کمکی به بهبود وضعیت ایران می کنه؟ اینهمه ذکاوت و هوشمندی اجتماعی-سیاسی رو از کجا آوردی؟ بگو ما هم بریم بخریم.
--------------------------------------------------------------------------------
10 کفتار ( url , mail ) 17:09 @ Sat, 26 May 07
پیشنهاد :
1- برای حلقه بانوان از رنگ های شاد و تحریک کننده استفاده نشود.
2- حلقه ها تا حد امکان چسبان و بازو نما نباشد
--------------------------------------------------------------------------------
9 اشکنه ( - , - ) 17:03 @ Sat, 26 May 07
یکم از تو کتابها و نوشته ها بیا بیرون..یعنی فکرمیکنی که مردم عرضه همین کار رو هم دارند؟ یعنی فکر میکنی که نظام و ماشین تبلیغاتی میگزاره که این کار انجام بشه؟؟همین الان میتونم جملات رژیم رو بشنوم..اینکه دشمن سیاه دل چطوری یک سری آدم خودفروخته رو واداشته که دست به کار ابلهانه ای مانند بستن بازوبند سیاه بزنند، اینکه به طور ضمنی به مردم مومن و خداجوی ایرانی و بسیجی ها و پلیس اجازه برخورد فیزیکی و غیر فیزیکی با این آدمها رو بدن اینکه تمام کارمندای دولت و دانشجویان و دانش آموزان رو برحذر کنن از شرکت در این پروژه استکباری و غیره و غیره...مثل اینکه متوجه نیستی ما همین مردمیم که وقتی دختر یا خانومی رو به جرم عقب جلو بودن روسریش کتک میزنن میایستیم و نگاه میکنیم، موبایلمون رو در میاریم و فیلم میگیریم، میگیم و می خندیم و برای همه با آب و تاب تعریف میکنیم..حتی یک قدم هم جلو بر نمیداریم..کار خیلی وقته که از این حرفا گزشته دوست عزیز..
پیروز باشي
--------------------------------------------------------------------------------
8 ستاره ( url , - ) 17:01 @ Sat, 26 May 07
منم با دوستان موافقم که تعداد کسانی که مجبور به سکوتن کم نيست. بايد به اين نکته هم توجه داشت که کاربران اينترنتی و وبلاگ خونها زياد نيستن يعنی ضريب نفوذ اينترنت رو هم در نظر بگير. يه رسانه هم بايد مطرح کنه که بعيد ميدونم رسانه داخلی همچين کاری کنه. البته فقط شروعش يکم سخته بعدا خودبخود همه گير ميشه مثل خيلی چيزهای ديگه. در هرحال هم لينکت رو گذاشتم هم واسه دوستام فرستادم.
--------------------------------------------------------------------------------
7 لیلا ( - , mail ) 16:41 @ Sat, 26 May 07
دارم راجع بهش فکر می کنم و به اینکه تا چه میزان عملی هستش . با کامنت خانم یا اقای فارا هم تا حدی موافقم . در مورد ارسال این نوشته واسه دوستانم مخصوصا اونا که به این جور مباحث و پی گیری ها علاقه مند هستند هم OK . بهر جهت به اعتقاد من باید از هر روزنه ای بهره جست .
--------------------------------------------------------------------------------
6 هاله ( - , - ) 16:39 @ Sat, 26 May 07
شری جان به نظرم پیشنهاد بیاندازه عاقلانه و کاریای میآد ضمن اینکه دشوار بتونن از وسط این بساط اقدام بر علیه امنیت ملی و چه در بیارن.
من که ایران نیستم ولی از نظر انعکاس در اختیارت هستم.
--------------------------------------------------------------------------------
5 فاني ( url , - ) 16:37 @ Sat, 26 May 07
(پاييني فكر مي كنم يه كم نا مفهوم بود تصحيحش كردم)۱- نمی دونم. ولی با همه ناباوری احساس می کنم که اصلاح طلبی بهتر از انقلابه! می ترسم با يه انقلاب ديگه و يه شلم شوربای ديگه و با فرض به اينکه اوضاع بهتر هم بشه اما عمر ما به اين مد کفاف نده! به خاطر همين يه خاتمی گوگولی رو ترجيح می دم از اينكه دوباره کن فيکون شدن بشه همه چی ۲- ببين من با خط کش گذاشتن مخالفم. با اينکه بيام و يه طرحی بدم و بگم هرکی قبول نکرد و نبست پس درد نکشيده و نمی فهمه و اينا. ۳- عرض به خدمتت که خوب فرض که همه بستن! که چی؟ که حکومت بفهمه مردم مخالفن!؟ فکر کردی نمی دونن؟ يعنی فکر می کنی که حرفايی رو که درباره ملت گل و بلبل می زنن قبول دارن؟ به قول احمدی نژاد ترمز قطار اینا بریدن!می رن تا بالاخره یه جایی بخورن به زمین و کوه و یه جای گرم و فاتحه۴- من مخالفم! گرچه می تونم اگه چونه بزنی ممتنع بشم :)
--------------------------------------------------------------------------------
4 فاني ( url , - ) 16:26 @ Sat, 26 May 07
۱- نمی دونم. ولی با همه ناباوری احساس می کنم که اصلاح طلبی بهتر از انقلابه! می ترسم يه انقلاب ديگه يه شلم شوربای ديگه و فرض به اينکه اوضاع بهتر بشه عمر ما کفاف نده! به خاطر همين يه خاتمی گوگولی رو ترجيح می دم از کن فيکون شدن همه چی ۲- ببين من با خط کش گذاشتن مخالفم. اينکه هرکی بيام يه طرحی بدم بگم هرکی قبول نکرد و نبست پس درد نکشيده و نمی فهمه و اينا. ۳- عرض به خدمتت که خوب فرض که همه بستن! که چی؟ که حکومت بفهمه مردم مخالفن!؟ فکر کردی نمی دونن؟ يعنی فکر می کنی که حرفايی رو که درباره ملت گل و بلبل می زنن قبول دارن؟ به قول احمدی نژاد ترمز قطار اینا بریدن!می رن تا بالاخره یه جایی بخورن به زمین و کوه و یه جای گرم و فاتحه۴- من مخالفم! گرچه می تونم اگه چونه بزنی ممتنع بشم :)
--------------------------------------------------------------------------------
3 فارا ( - , mail ) 16:24 @ Sat, 26 May 07
شراگيم عزيز ميدانی که تعداد افرادی که در ادارات و مراکز دولتی کار می کنند و یا محصلین مثلا دبیرستانی در ایران کنونی کم نیست...به نظر من اين اعتراض(بستن نوار مشکی) برای اين گونه افراد حتی اگر جزو معترضین هم باشند تا حدی غير ممکن است.......من هم اين پستت را برای دوستانم ميفرستم...اميدوارم حداقل تکانی باشد...
--------------------------------------------------------------------------------
2 خانوم شین ( - , - ) 16:20 @ Sat, 26 May 07
I'm agree. and will be with you
--------------------------------------------------------------------------------
1 Mahshid ( url , mail ) 15:53 @ Sat, 26 May 07
نکات بسيار قابل توجه و قابل تاملی را مطرح کردی شراگيم جان. ترس من هم همين است ، که از ترس مار به اژدها پناه ببريم . که دولت احمدی نژاد بشود طريقی برای رو آوردن دوباره به اصلاح طلبان. که تاريخ را دوباره تکرار کنيم.
اين پستت را برای دوستان ميفرستم.
--------------------------------------------------------------------------------
اگر نوشته "رنج و لذت" را که در اصل جواب یک نامه بود و قرار نبود یک پست وبلاگی شود را به حساب نیاوریم حدود بیست روز است که برای اینجا چیزی ننوشته ام...فقط بحث گرفتاری نیست چرا که در همین مدت حداقل بیست نامه نوشته ام که هرکدامشان از نظر حجم میتوانست یک پست وبلاگی باشد...ماجرا این است که توی فاز مناسب نیستم...انگار همه اتفاقات دست به دست هم داده اند که حال من را بگیرند...نمیدانم میتوانم مسائلی که اذیتم میکند را لیست کنم یا نه...اما میخواهم سعیم را بکنم بلکه با نوشتنشان از شدت آلامم کاسته شود و یا راه مناسبی برای مقابله با آنها پیدا کنم:
1- از این موهای سفیدی که کم کم دارد سر و کله شان در بغل گوشها و روی شقیقه پیدا می شود متنفرم...روز به روز هم دارد زیادتر می شود...به قول شاملو " ...این برف را دیگر سر ایستادن نیست..."احساس میکنم به سرعت در حال گذر از دوران جوانی به دوران میانسالی هستم...تمام فرصتهایم از دست رفته است و باقی فرصتهایم هم از دست خواهد رفت...
2- چند ماه است که خودم را ول کرده ام...نه انگیزه ای برای ورزش کردن دارم و نه اراده ای برای نخوردن...به وضوح شکم در آورده ام و رانهایم هم روز به روز دارد چاق تر می شود...خوشبختانه من همانطور که سریع چاق می شوم به سرعت هم وزنم را از دست میدهم اما در حال حاضر سر سوزنی در خود اراده برای لاغر شدن نمیبینم...دیشب با سهیل و مهیار و روزبه و چند وبلاگر دیگر در درکه نشسته بودیم و چند بار به طور جدی سفرهای بین شهری من با دوچرخه مورد تشکیک قرار گرفت که شراگیم با ان شکمش چطور میتواند مثلا در عرض یک روز صد و شصت کیلومتر رکاب بزند؟
3- در رابطه ام با خانوم شین دچار سر در گمی شده ام...دختر فوق العاده دوست داشتنی و خوبی ست...با مزه است و در عین حال فوق العاده باهوش...رابطه مان آنقدر خوب است که فقط ممکن است رفتن من از ایران نقطه پایانی برایش باشد و دقیقا به خاطر همین که حالا حالاها هیچ پایانی بر آن متصور نیست اعصابم را خورد میکند...از من انرژی می گیرد...مجموعه ای از فاکتورهای مثبت و منفی در این رابطه وجود دارد که رابطه مان را گاهی در فاز لذت و گاهی در فاز رنج قرار میدهد...
فکر نکنم منظورم را فهمیده باشید...
4- این شماره بعد از یک گفتمان مفصل با خانوم شین و به خاطر پاره ای ملاحظات حذف گردید...!
5- یک چیزی وجود دارد که شاید به نظر مهم نیاید ولی هروقت به یادش میفتم اعصابم به شدت